مهمترين تأليف او در زمينهٴ طب است. او براي عيسيبن محمد (سلطان آيدين) دايرةالمعارفي طبي به زبان عربي نوشت به نام
شفاءالاسقام و دواءالاًلام، كه در حدود سال 782، در اِفِسوس (در نزديكي آيدين) به اتمام رسيد.
طرح كلي آن مشابه قانون ابنسيناست. جز اينكه تنها در چهار بخش است: 1) كليات؛
2) خوردنيها و نوشيدنيها؛ در اين بخش غالباً از ابنبيطار (سيزدهم ـ1) نقلقول شده و همچنين موٴلف غالباً به استادش جمالالدين سُبكي اشاره ميكند؛ 3) بيماريهاي مربوط به اندامهاي مختلف، از سرتاقدم؛ 4) بيماريهاي عمومي. موٴلف در مقدمه از زحمت زيادي كه براي تأليف كتاب متحمل شده، از مطالعهٴ آثار پزشكان بزرگ يهودي و مسيحي، كارش در زير دست استادان معروف، تجربههاي باليني خودش ياد ميكند. اين كتاب حاوي مشاهدههاي شخصي زيادي است، از جمله توصيف جالبي از ذاتالريه، فهرست كردن تعدادي از نشانههاي عيني مشابه آنچه در رسالههاي جديد يافت ميشود.
بعداً حاجي پاشا خلاصهاي از شفاءالاٴسقام را به تركي نوشت، به نام تسهيل الطب يا تسهيل الشفا و در مقدمه از اينكه به جاي زبان عالمانهٴ عربي از تركي استفاده كرده است، عذر خواست.
تسهيل براي مردم عادي نوشته شده، ازاينرو استفاده از زبان تركي بجا بوده است.
كتاب طبي سومي هم به او منسوب است، به نام منتخبات الشفا، كه تلخيص ديگري است از
شفاءالاٴسقام و آن هم به عيسي بيگ آيدين اوغلو اهدا شده است.
6. ايران
رامي
شرفالدين حسنبن محمد رامي، اديب ايراني كه به فارسي مينوشت (برآمدنش ثلث سوم سدهٴ چهاردهم/هشتم؟).
رامي موٴلف كتابي است به نام انيس العشاق، كه به ابوالفتح اويس بهادر (از پادشاهان ايلكاني757ـ775 ه ق) اهدا شده است. هدف اين كتاب كاملاً ادبي است و براي ياري كردن به شاعران است تا تشبيه لازم را براي توصيف معشوق پيدا كنند. كتاب در 19 فصل است، دربارهٴ زلف، پيشاني، ابرو، چشم، مژگان، چهره، خط سبز، گونه، خال، لب، دندان، دهان، چانه، گردن، سينه، انگشت، بند انگشت، مچ، ساق. نام عربي و فارسي اين اعضا؛ سپس، اقسام كنايهها و تشبيهها داده شده است. ميترسم ارزش كالبدشناسي اين اثر بسيار ناچيز باشد. عجيب است كه موٴلف پس از ديدن رصدخانهٴ معروف نصيرالدين طوسي (سيزدهم ـ2) در مراغه (مقدمه 2، ص 1862) در صدد نوشتن اين كتاب برآمده است.